ادامه دارد چون ادامه داد
آهي کشيد و بعد به آهش ادامه داد
بر روي کاغذي که دلش را کشيده بود
راهي کشيد و بعد به راهش ادامه داد

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم
(این اولین مطلب بعد از کنکور امیدوارم هم شما موفق باشید هم من)
یاعلی![]()
![]()
دو بیتی ها
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم ، در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
× × × × × × ×
در حیرتم از َمرام این مردم پست ، این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت به کشندش ز جفا ، چون ُمرد به عزت ببرندش سره دست
× × × × × × ×
چـرا وقتـی كـه راه زندگـی همـوار می گـردد
بشر تغییر حالت می دهد خونخوار می گردد
به وقت عیش و عشرت می نوازد ساز بد مستی
به وقت تنگدستی مومن و دین دار می گردد
× × × × × × ×
تا توانی بگریز از یار بد ، یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند ، یار بد بر جان و بر ایمان زند
× × × × × × ×
عشق چون در سینه ام بیدار شد، از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم ، من نیستم ، حیف از آن عمری که با من زیستم
× × × × × × ×
هر کس بد ما به خلق گوید ، ما چهره به غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم ، تا هر دو دروغ گفته باشیم
× × × × × × ×
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم ، صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور ، با خاک کوی دوست برابر نمی کنم
× × × × × × ×
گفته بودم که اگر بوسه دهم توبه کنم ، که دگر بار از این گونه خطاها نکنم
بوسه را داد چو برداشت لبش ازلب من ، توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم
× × × × × × ×
هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید
× × × × × × ×
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که ز آدمی پس از مرگ چه ماند ، لطف است و محبت است و باقی همه هیچ
به کجا می روم آخر ...؟
ستاره را گفتم !
کجاست مقصد این کهکشان سر گشته ؟
گفتا :
خموش لحظه را دریاب .........
دیوانه
سهراب :
گفتی چشمها را باید شست !
شستم
ولی.....
گفتی جور دیگر باید دید!
دیدم
ولی.....
گفتی زبر باران باید رفت
رفتم
ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را
نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید
و گفت : دیوانه باران زده !
××××××××××××××××××××××××××××××××
sohrab
You said to wash teh eyes
I washed them
but......
You said to see in an other way
I saw but....
You said to go under the rain
I went but....
She neither saw my wet& washed eyes nor my other look
She saw none of them
She just laughed sarcasticly under the rain & said soaked mad
این نیز می گذرد...
مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني
آن زمان احساس امروز مرا باور كني
زیبا...
محو دیدار غرور آسمان بودم وبس
که به خاک افتدم
خاک آلود
و نوشتم با اشک
من در این عالم رنگین
همین خاکم و بس.
-------------------------------------------------------------------------
هر که رفت
پاره ای از دل ما را با خود برد
اما
او که با ماست
او که نرفته است
از او بپرسید که چه می کند با دل ما
چه قشنگ...
1000بار 900 جمله عاشقانه را 800 جاي مختلف به 700 زبان پيش
600 نفر مطرح كردم.500 نفر از آنان 400 تاي آن را به 300 زبان
در 200 برگ ترجمه كردندو من آن را 100بار براي شما در 90 روز
روزي 80 بار خواندم و 70 جمله آن را 60 بار در 50 روز 40 بار
براي خودت تكرار كردي30تاي آن را با 20 بار آموختي10 بار از
شما 9 سؤال كردم 8 مرتبه 7 سؤال من را6 بار در فاصله 5 روز
جواب دادي4 بار شما را در 3 جادعوت كردم 2 بار تمنا كردم تا 1 بار
بگويم:
دوستت دارم!
حذف
پست قبلی به دلایلی حذف شد
منتظر مطالب جدید باشید
یا علی![]()


