|
|
| تا سال ديگرهمچنان ايستاده ايم |
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست .....
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 13:34  توسط نی
|
آن کس که بداند، و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند
آن کس که بداند، و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند، و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند، و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
خدا نکنه کسی بداند که نمیداند ....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 10:0  توسط نی
|
نیست راهی آسمان را پست باید جان دهم
عاقبت در کوچه ای بن بست باید جان دهم
دفتر دلتنگی ام را هیچ دستی خط نزد
در میان واژه ها درد است باید جان دهم
بالهای زخمی ام را هیچ کس مرحم نشد
تا به دل شوق پریدن هست بادی جان دهم
...................
و دوباره سلام ...
عزیزان منو در بهتر شدن وبلاگ کمک کنید البته با نظراتتون ممنون
در پناه حق
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:52  توسط نی
|
همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:15  توسط نی
|
سلامی چو بوی خوش آشنایی من با ایجاد این وبلاگ قصد های زیادی دارم که در ادامه خواهید دید .....
منتظر نطرات هستم
در پناه مولایم علی...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 16:59  توسط نی
|