تبریکات
منم به نوبه خودم عید کمال دین رو به همه دینداران و علی الخصوص شیعیان راستین مولا تبریک و تهنیت عرض میکنم انشاالله که همیشه زنده باشید تا همیشه عید رو جشن بگیرید !
راستی واستون اس ام اس نمیاد ؟
.....هر که این آتش ندارد نیست باد.....
منم به نوبه خودم عید کمال دین رو به همه دینداران و علی الخصوص شیعیان راستین مولا تبریک و تهنیت عرض میکنم انشاالله که همیشه زنده باشید تا همیشه عید رو جشن بگیرید !
راستی واستون اس ام اس نمیاد ؟
| کنون رزم virus و رستم شنو | دگرها شنيدستي اين هم شنو |
| که اسفنديارش يکي disk داد | بگفتا به رستم که اي نيکزاد |
| در اين disk باشد يکي file ناب | که بگرفتم از سايت افراسياب |
| برو خرمي کن بدين disk هان | که هم نون و هم آب باشد در آن |
| تهمتن روان شد سوي خانه اش | شتابان به ديدار رايانه اش |
| دگر صبر آرام و طاقت نداشت | مر آن disk را در drive اش گذاشت |
| نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت | يکي list از root ديسکت گرفت |
| در آن disk ديدش يکي file بود | بزد enter آنجا و اجرا نمود |
| به ناگه چنان سيستمش کرد hang | که رستم در آن ماند مبهوت و منگ |
| تهمتن کلافه شد و داد زد | ز بخت بد خويش فرياد زد |
| چو تهمينه فرياد رستم شنود | بيامد که ليسانسش رايانه بود |
| بدو گفت رستم همه مشکلش | وزان disk و برنامه قابلش |
| چو رستم بدو داد قيچي و ريش | يکي ديسک bootable آورد پيش |
| يکي toolkit اندرآن disk بود | بر آورد آن را و اجرا نمود |
| به ناگه يکي رمز virus يافت | پي حذف امضاي ايشان شتافت |
| چو virus را نيک بشناختش | مر از bootsector بر انداختش |
| يکي ضربه زد بر سرش toolkit | که هر byte آن گشت هشتاد bit |
| به خاک اندر افکند virus را | تهمتن به رايانه زد بوس را |
| چنين گفت تهمينه با شوهرش | که اين بار بگذشت از پل خرش |
| دگر بار برنامه اين سان مکن | ز رايانه اصلا تو صحبت مکن |
| قسم خورد رستم به پروردگار | نگيرد دگر disk ز اسفنديار |
جا داره از همه تشکر کنم (بدون دلیل)(تشکر کردن دلیل نداره !)
یه شعر واستون بگم که بی ربط با id من نیست :
نگاهت قاتل ایمان و دین است دل آتش فشانی آتشین است
نگون بخت آن کسی که عاشقت شد حسابش با کرام الکاتبین است
و آی دی من هم
magma_332000
می باشد (اگه دوست داشتین میتونید add کنید ) .خالا ماگما یعنی چی ؟؟ بله به گدازه های آتش فشان میگن ماگما حالا دل من هم آتش فشانیه ![]()
تازه از نی نپرسیده که عشق یعنه چه ؟![]()
![]()
بچه ها تا چند روز آینده میخوام عکسمو بزنم تو وبلاگ این دورو ورا بیاید !!
اینم یه شعر که رفیقا درخواست کرده بودن
خوابو از چشام بگیر مثل همیشه
بگو عمر عاشقی تموم نمیشه
منو با خودت ببر هرجا دلت خواست
دیگه چیزی نمیخوام این آخریشه این آخریشه
تو شریک دردمی تو این زمونه تو زمونه ای که عشق رنگ خزونه
پرم از حس غریبی که میدونم مث بغضه شایدم بدتر از اونه
تو یه تعبیر زلالی مث دریا فرصتی بریا حل یه معما
تورو می شناسم و باور می کنم من
صادقانه با منی همیشه هرجا همیشه هرجا
تو همون راز نگفته ای تو سینه منم اون که با تو دیوونه ترینه
همه جا هرجا که هستی هرجا باشی
چشای منتظرم تو رو میبینه تو رو میبینه
خب اینم از این دیگه چی ؟![]()
![]()
ممنون و در پناه حق![]()
![]()
همه یه جورایی دیشب سرگرم خوردن بودن ولی هیچ کس به فکر نخورده ها نبود (دم اونایی گرم که به فکر بودن) !!
من دیشب بعد از اعمال شب یلدا
رفتم سراغ حافظ این ابیات اومد :::
فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان
![]()
![]()
واسه اونا هم دعا کنیم اونا محتاج فاتحه اند همون جور که بزودی ما هم به اون محتاج میشیم !!!!
ممنون در پناه حق