اگر چه عشق به یک عمر غم نمی ارزد
دلم لرزید تنم مثل بید می لرزد
سرود مرگ در امواج مغز من پیچید
همان شبی که دل تو به سیم آخر زد
کبوتری که همه عمر یاورش بودم
درست از وسط دستهای من پر زد
...و گفتم آه خدایا چقدر تنهایم
خدا شنید از آن پس غم به من سر زد
******************************************************
خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپای
نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی
(رهی معیری)
******************************************************
گفتم از ماه بخواهم که بیاید به هواداری تو
چون که دیدی فقط از روی تو دارد شبهی گفتی نه
(علی دلیر)
******************************************************
این کوزه چون عاشق زاری بوده است / در بند خم زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او میبینی/دستی است که بر گردن یاری بوده است
(خیام)
******************************************************
دو زلفانت بود تار ربابم چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری ؟ چرا هر نیمه شو آیی به خوابم ؟
(بابا طاهر)
******************************************************
تمام شعرم تقدیم آنکه باران شد
کسی که فاتح تنها ترین خیابان شد
زمین سگش به بهشت خدا شرف دارد
اگر که عشق دلیل سقوط انسان شد