تبليغاتX
....آتش است این بانگ نای و نیست باد.....

....آتش است این بانگ نای و نیست باد.....

.....هر که این آتش ندارد نیست باد.....

ادامه دارد چون ادامه داد

پلکي به هم زد و به نگاهش ادامه داد

    آهي کشيد و بعد به آهش ادامه داد

      بر روي کاغذي که دلش را کشيده بود

         راهي کشيد و بعد به راهش ادامه داد

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 اندوه من انبوه تر از دامن الوند

 بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم

کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

(این اولین مطلب بعد از کنکور امیدوارم هم شما موفق باشید هم من)

یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 11:23  توسط نی  |